الشيخ المنتظري

365

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به دست دولت است ، بنابراين توليد و توزيع هر دو به دست دولت است . دولت به هر كسى به اندازه نيازش مىدهد ، گويا همه جامعه توليد مى كنند و همين جامعه مصرف مىكند ، اشخاص هيچ كاره اند ، همه كارگر دولت هستند ، دولت هم نماينده جامعه است ; به همين صورت كه الآن در كشورهاى كمونيستى معمول است . روش اقتصاد اسلامى در مقايسه با دو روش موجود اسلام با هر دو روش مخالف است ، اسلام اجازه نمى دهد افراد از هر راهى كه بخواهند تحصيل ثروت كنند ، اجازه نمى دهد كسى از ربا تحصيل ثروت كند ، اجازه نمى دهد كسى اموالى را كه خدا براى همه مردم خلق كرده به خودش اختصاص دهد ; جنگل ها ، معادن ، بيابانها ، مراتع ، درياها ، رودخانه ها ، اينها اموالى است كه خداوند براى همه خلق كرده است ، بايد در اختيار حكومت اسلام باشد و به مصلحت مسلمين مورد استفاده واقع شود ، هيچ سرمايه دارى ، هيچ قدرتمندى از نظر اسلام حق ندارد جنگل ها و مراتع و بيابانها را به خودش اختصاص دهد و به مردم بفروشد . در تجارت اسلام اجازه احتكار و انحصارطلبى را نمى دهد ، تحصيل ثروت از راه ظلم و غصب حقوق ديگران جايز نيست ، بنابراين اسلام آن آزادى كه كاپيتاليزم در راه تحصيل ثروت به افراد مىدهد نمى دهد و به آن معتقد نيست . در مصرف ثروت هم اسلام محدوديتهايى قائل شده است ، اسلام مى گويد : مالت را گرچه به زحمت خود به دست آورده باشى حق ندارى در راه حرام ، مشروب خوارى و عيّاشى مصرف كنى ، حق ندارى اسراف و تبذير ( 1 ) كنى ، خداوند در قرآن مى فرمايد : ( كلوا و اشربوا و لاتسرفوا إنّه لايحبّ المسرفين ) ( 2 ) بخوريد و بياشاميد و

--> 1 - اسراف : يعنى زياده از حدّ مصرف كردن ، تبذير : يعنى بى جهت مصرف كردن . 2 - سوره اعراف ، آيه 31